عـــلم دینـــی و عـــلم ســـکولار   

 

پرسش:من اخیرا مطالبی در مورد علم سكولار خوندم و سوالاتی برام مطرح شد. اول اینكه علوم اسلامی شود كه چه؟ما در حال حاضر شاهد عملكرد دولت اسلامی هستیم ... در ثانی فرض‏ می كنیم كه‎ ‎علوم ما اسلامی نیستد ، مدرك و شاهد سكولار بودنش كجاست؟

پاسخ:

1. ابتدا باید توجّه داشت که منظور از «علم» در بحث «علم دینی و علم سکولار» علم تجربی است که پیشرفت آن از طریق تجربه و آزمون و خطای نظریّات است نه از راه برهان عقلی یا نقل ، اعمّ از این که علوم ، طبیعی باشند مثل: فیزیک و زیست شناسی و پزشکی و امثال آنها یا علوم انسانی باشند مثل: روانشناسی ، جامعه شناسی ، اقتصاد ، سیاست و امثال اینها.

2. همچنین لازم به یادآوری است که بحث علم دینی و علم سکولار ، یک بحث فلسفی ـ کلامی است. لذا فلسفه و کلام زیر مجموعه ی این بحث نبوده ، متولّی آن هستند. و البته شکّی نیست که علم کلام یک علم دینی است. چون علم کلام ذاتاً علمی بر خاسته از متن ادیان است ، که در صدد دفاع از اعتقادات آنهاست. لذا کلام هر دینی رنگ و بوی همان دین را دارد. همچنین فلسفه ها اگرچه فرا دینی هستند ولی به دو طیف الهی و الحادی تقسیم می شوند.   

3. همچنین باید توجّه نمود که طبق نظر صائب در فلسفه ی علوم تجربی ، این علوم ، در رابطه با جهان بینی های کلامی و فلسفی ، خنثی و بی طرف نیستند ؛ یعنی چنین نیست که علوم تجربی هیچ کاری با اعتقادات افراد نداشته باشد ؛ بلکه همانگونه که علم کلام هر دین و مذهبی رنگ و عطر همان دین و مذهب را دارد ، تئوری های علوم تجربی نیز رنگ و بوی جهان بینی نظریّه پردازان خودشان را دارند ؛ به این معنا که پیش فرضهای کلامی و فلسفی نظریّه پردازان ، در نظریّه های علمی آنها تأثیرگذار است. لذا در تاریخ علم به وضوح مشاهده می شود که دانشمندان به خاطر اعتقادات مختلفی که داشته اند نظریّات گوناگون و گاه متضادّی را ارائه داده اند. شاید ذکر چند نمونه در این باب یاری رسان باشد.

الف ـ آلبرت اینشتین ، یک یهودی متدیّن بود ؛ که اعتقاد داشت: جهان تحت تدبیر مطلق خداست و همه چیز در دست خدای قادر مطلق ادراه می شود. لذا زمانی که « هایزنبرگ» اصل عدم قطعیّت را در فیزیک کوانتوم مطرح ساخت وی زیر بار این اصل نرفت و تا آخر عمرش هم آن را نپذیرفت. چون طبق این اصل ، عملکرد عالم بر اساس احتمالات بود نه بر اساس یک تدبیر حساب شده. گویی خدا عالم را خلق نموده و خود از آینده ی آن بی خبر است . لذا اینشتین آن جمله ی معروف خود را گفت که: « خدا با جهان تاس بازی نمی کند.» ــ تاس: وسیله ی مکعبی شکلی که در بازی منچ به کار می رود. ـــ

ب ـ زیگموند فروید ، روانکاو مشهور ، چنین نظر داد که اکثر مشکلات روانی انسانها ناشی از عُقده ی «ادیب » (عقده ی جنسی ) است. لذا نگرش او ، زمینه ی رواج بی بند و باری جنسی ، در مغرب زمین را فراهم ساخت. بعدها ، « یونگ » ، شاگر برجسته ی فروید ، با روانکاروی که از طریق آثار فروید ، بر روی فروید انجام داد ، به این نتیجه رسید که :خودِ فروید از عقده ی ادیب (عقده ی جنسی ) رنج می برده است ؛ لذا در مکتب روانشاسی خود ، به صورت ناخودآگاه ، این مساله را ریشه ی تمام مشکلات روانی بشر دانسته و آن را اساس مکتب روانکاوی خود قرار داده است.

از همین دو مثال به وضوح بر می آید که باورهای دینی یا ضدّ دینی دانشمندان می تواند در نظریّه پردازی آنها مؤثّر واقع شده مسیر علم تجربی را جهت دار نماید.

برخی ، به خاطر کم اطّلاعی از تاریخ و متد تحقیق علوم تجربی ، بر این پندارند که علوم تجربی مثل ریاضیّات هستند ؛ یعنی مثل دو ، دو تا چهار تا ، یقینی محضند. در حالی که خود ریاضیّات چنین نیست کجا رسد علوم تجربی چنین باشند. اساساً هندسه های نااقلیدسی که امروزه در کنار هندسه ی اقلیدسی مطرح شده با آن در تعارضند ، از به چالش کشیده شدن  بنیانهای به ظاهر یقینی هندسه ی اقلیدسی زایش یافتند. در هندسه ی اقلیدسی گفته می شود: مجموع زوایای داخلی مثلث 180 درجه است ؛ در حالی که هندسه ی دیگری مجموع زوایای داخلی مثلث بیشتر از 180 درجه فرض می شود. کما اینکه در هندسه ی نااقلیدسی دیگری مجموع زوایای داخلی مثلث کمتر از 180 درجه در نظر گرفته شده است. وقتی هندسه چنین است وضع علوم تجربی نیز معلوم خواهد بود.

در علوم طبیعی همچون فیزیک نیز همواره بین دانشمندان تراز اوّل دنیا اختلاف نظرهای جدّی وجود داشته و دارد ؛ که متأسفانه عدم ذکر این اختلافات ، برای دانشجویان این علوم ، باعث می شود که پندار ثبات این علوم در اذهان مستحکم گردد ؛ که همین امر ، خود ، مانع از رشد نظریّات علمی می شود. ــ پاره ای از این اختلافات بنیادی را می توانید در کتاب « دیدگاههای فلسفی فیزیکدانان معاصر » ، تالیف فیزیکدان ایرانی ، دکتر مهدی گلشنی ، مطالعه فرمایید. ــ . اختلاف نظر در علوم تجربی انسانی هم که نیاز به گفتن ندارد. وجود صدها مکتب مختلف روانشناسی و جامعه شناسی و اقتصاد و سیاست گواه این است که در این حوزه باورهای پیشین دانشمندان تا چه اندازه دخالت کننده است.

4. امّا اکثر اندیشمندان فلسفه ی علوم تجربی ، این علوم را سکولار می دانند ، چون اساس فلسفی این علوم ، یعنی پوزیتویسم ، مبتنی بر انکار ماوراء الطبیعه است. به عبارت دیگر علوم تجربی موجود ، مبتنی بر این پیش فرضند که : « فقط و فقط آن چیزی واقعیّت دارد که از طریق حسّ قابل ادراک است.» برای نمونه : « بنیانگذاران مکتب کپنهاکی مثل: بور ، هایزنبرگ ، پائولی ، بورن ، یوردان و پل دیراک ، حرفشان این بود که: ما باید صرفاً به تنظیم داده های حسّی اکتفا کنیم و با استفاده از فرمالیزم ریاضیِ نظریّه ی کوانتوم ، به پیش بینی تجارب بپردازیم. آنچه قابل مشاهده است واقعیّت دارد و ورای آن واقعیّتی ندارد. وظیفه ی فیزیک تنها این است که مشاهدات ما را به هم ربط دهد و در مورد پدیده های طبیعی ، پیش بینیهایی بکند و عالمی ورای پدیده ها وجود ندارد. از اینها مهمتر اینها ، با تأکید گفتند: نظریّه ی کوانتوم آخر جادّه ی فیزیک است و هر سوالی که مکانیک کوانتوم نتواند جواب دهد قابل طرح نیست.» (دیدگاههای فلسفی فیزیکدانان معاصر ، دکتر مهدی گلشنی ، چاپ اوّل ، ص 10)

البته این علوم موجود ، از وجوه دیگری نیز با نگرش الهی به عالم ، در تضادّند که ذکر آن موارد در کتب مربوطه آمده است.

5. امّا چرا برخی بر آنند که علوم تجربی دینی نیز بنیان نهاده شود؟

دلائل فراوانی برای این امر در کتب مربوطه ذکر شده که به برخی از آنها اشاره می شود.

الف ـ این علوم به خاطر داشتن برخی پیش فرضهای پنهان ضدّ دینی ، به صورت ناخودآگاه و پنهانی موجب از هم گسیختن باور دینی برخی افراد می شوند. لذا لازم است که مدل دینی این علوم نیز تأسیس شوند تا چنین آسیب بالقوّه ای زدوده شود.

ب ـ این علوم صرفاً برای برآوردن نیازهای دنیایی و جسمانی انسان طرّاحی شده اند. امّا مدل دینی این علوم ، رویکردی الهی داشته در کنار تأمین نیازهای جسمانی به برخی نیازهای روحی انسان نیز پاسخ خواهند داد.

ج ـ رویکرد صرفاً مادّی علوم تجربی موجود ، باعث شده که در کنار کارکردهای مثبت این علوم ، آسیبهای هنگفتی نیز به طبیعت و بشریّت وارد شود. برخی بر این باورند که صنعت سودگرا ، نتیجه ی قهری این علوم است. صنعتی که فقط در خدمت خودخواهان بشریّت بوده ، با ساختن وسائل تخریب کننده طبیعت و جوامع بشری را رو به پرتگاه سقوط می برد. امّا نتیجه ی کابردی علوم تجربی دینی ، در صحنه ی صنعت نیز صنعتی دینی خواهد بود.

د ـ به خصوص در عرصه ی علوم انسانیِ تجربی ، مثل: روانشناسی ، جامعه ی شناسی ، اقتصاد ، مدیریّت و سیاست ، رویکرد دینی ، به شدّت بر وضع بشریّت تأثیرگذار خواهد بود. طمئنینه ی حقیقی و الهی ، مدینه ی فاضله ، ساختار مدیریّتی خدا محور ، اقتصاد عدالت محور و سیاست مقدّس ، محصولات مدل اسلامی این علوم خواهند بود که همگی آرزوهای دیرینه ی بشری هستند.

و ...

6. امّا در مورد دولت اسلامی.

دولت ، اساساً بدون جامعه ، اقتصاد ، مدیریّت و سیاست معنی ندارد. لذا یکی از پیامدهای مبارک علم دینی در عرصه ی علوم انسانی ، پدیدار شدن دولت اسلامی به معنای حقیقی کلمه خواهد بود. دولت اسلامی صرفاً با مومن و متدیّن بودن رجال آن و نیز با قانون اساسی و غیر اساسی اسلامی به شکل موجود آن ، تحقّق صد در صدی نمی یابد. اینها اگرچه برای تحقّق یک دولت اسلامی لازمند ولی تنها قدمهای اوّلیّه بوده کافی نیستند. امروز در کشور ما ، نظریّه ی حکومت اسلامی که یک نظریّه ی صد در صد اسلامی است ، به صورت مدوّن و در قالب نظریّه ولایت فقیه وجود دارد ؛ ولی هنوز نظریّه ی دولت اسلامی و مجلس اسلامی به معنی واقعی کلمه تدوین نشده است ؛ اگرچه قدمهایی ابتدایی در این زمینه برداشته شده ؛ ولی این مقدار کافی برای ظهور توان بالقوّه ی اسلام نیست. در بدنه ی دولت و مجلس جمهوری اسلامی ایران ، اکثر اقتصاد دانان ، سیاستمداران ، برنامه ریزان ، مدیران ، حقوق دانان و دیگر متخصّصین ، اگرچه تلاش می کنند تا اسلامی عمل کنند ، ولی مساله این است که اینها غالباً همین اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و حقوق و مدیریّت سکولار یا تا حدودی سکولار را خوانده اند. لذا علم اقتصاد اسلامی ، علم سیاست اسلامی ، علم حقوق اسلامی ، علم جامعه شناسی اسلامی ، علم مدیریّت اسلامی و امثال اینها باید به شکل پویا و کاربردی آن تدوین و تدریس شوند تا از متن و بطن آن ـ و البته به تدریج ـ دولت اسلامی و جامعه ی اسلامی به معنای حقیقی آن پدیدار شود.

امروز بسیاری از اندیشمندان و کارداران و کاردانان و مدیران کشور عزیزمان بدون در دست داشتن چنین علوم مدوّنی و تنها بر اساس داشته ها و یافته های جسته و گریخته ی خودشان یا دیگران ، دست به عمل می زنند. ولی با این حال ، این همه نتایج درخشان از آن به ظهور رسیده است. اگر منصفانه و محقّقانه نظر کنیم در طیّ این چند قرن اخیر ، به یقین ایران اسلامی هیچگاه حکومتی به اقتدار حکومت امروز خود نداشته است. امروز به حمدالله ، ایران کشوری است که ــ به اعتراف دوست و دشمن ــ نه تنها کشورهای هم تراز ما که حتّی ابرقدرتهای دنیا هم جرأت چپ نگاه کردن به او را ندارند. ایران امروز حدود سی سال است که روی پای خود ایستاده و تنها حدود بیست سال است که شروع به پیشرفت در عرصه های گوناگون نموده است و در این مدّت کوتاه و در زیر دهها گونه فشار خارجی و داخلی ، قلّه هایی را فتح نموده که ابرقدرتهای جهان آن قلّه ها را در چندین برابر این مدّت فتح کرده اند. پس سزاست که در چنین برهه ی حسّاس و سرنوشت سازی ، وارثان ابن سینا و ابوریحان و ابن هیثم و خوارزمی و خیّام و خواجه نصیر و ابو سعید سجزی و رازی و بتّانی و جوزجانی و زرقالی و بطروجی و دکتر حسابی و ... ساکت ننشسه برای پیشبرد ایران اسلامی قیام نمایند ؛ همانگونه که نسل اوّل انقلاب ، از جان و دل هزینه کردند تا این کشور از ذلّت نوکری ابرقدرتها خارج شود ، و نیز جان دادند تا این عزّت به دست آمده ، توسّط نوکران استکبار جهانی پایمال نگردد. حال نوبت نسل جدید است که این ملّت شایسته را به جایگاه لایق خود در جهان برسانند. مسلمان لایق سیادت و آقایی است و آقایی نتیجه ی اندیشه و تلاش است. خداوند متعال می فرماید: « وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنین‏. ــــــــ و سستى و سهل انگاری نكنید و اندوهگین نباشید كه شما سَرتر و برترید ، اگر مؤمن باشید. » (آل عمران:139)

برای مطالعه بیشتر به منابع زیر مراجعه فرمایید.

ـ علم دینی ، سید حمیدرضا حسنی و ...

ـ گامی بسوی علم دینی ، حسین بستان (نجفی)

ـ دیدگاههای فلسفی فیزیکدانان معاصر ،  فیزیکدان ایرانی دکتر مهدی گلشنی

ـ از علم سکولار تا علم دینی ، فیزیکدان ایرانی دکتر مهدی گلشنی

ـ معرفت و علم قدسی ، سید حسن نصر

ـ نیاز به علم مقدّس ، سید حسن نصر

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1387    | توسط: عبدالاحد محبّ علی    |    | نظرات()